اصبغ بن نباته گوید: هنگامى که امیرمؤمنان علیه السلام ضربتى بر فرق مبارکش فرود آمد که به شهادتش انجامید مردم بردر دارالاماره جمع شدند و خواستار کشتن ابن ملجم - لعنة الله - بودند.
امام حسن علیه السلام بیرون آمد و فرمود: اى مردم! پدرم به من وصیت کرده که کار قاتلش را تا هنگام وفات پدرم رها سازم. اگر پدرم از دنیا رفت تکلیف قاتل روشن است و اگر زنده ماند خودش در حق او تصمیم مى گیرد. پس بازگردید خدایتان رحمت کند.
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیان